الفيض الكاشاني
83
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شرح راههاى ورود شيطان به دل ( 1 ) لازم است بدانى كه قلب همانند دژى است و شيطان دشمنى است كه قصد ورود به اين دژ و تسلّط بر آن دارد و هيچ كس نمىتواند دژ را از ( ورود ) دشمن نگاه دارد مگر آن كه از درهاى دژ و راههاى ورودى و رخنههايش پاسدارى كند تا دشمن وارد نشود و تنها كسى توان اين كار را دارد كه درهاى دژ را بشناسد . نگاهدارى دل از تبهكارى شيطان واجب است و بر هر بندهء مكلّفى لازم و مقدّمهء واجب واجب است و دفع شيطان كه واجب است ممكن نيست مگر با شناخت راههاى ورود آن ( مقدمهء واجب ) . بنابراين شناخت راههاى ورود شيطان نيز واجب مىشود و راههاى ورود شيطان و درهاى آن صفات بنده است كه متعدّدند ولى ما به درهاى مهّم آن اشاره مىكنيم آن راههاى ورودى حكم دروازههايى را دارد كه اگر لشكريان فراوان شيطان بخواهند وارد شوند گنجايش آنها را دارد . يكى از آن درهاى بزرگ حرص و حسد است . پس هرگاه بنده به چيزى حريص باشد حرص او را كر و كور مىكند . پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر چيزى را دوست بدارى تو را كر و كور مىكند » . « 137 » نور بصيرت همان است كه راههاى ورود شيطان را مىشناسد ، و چون پردهء حرص يا حسد آن را بپوشاند نمىبيند و شيطان فرصت پيدا مىكند و در نظر شخص حريص تمام كارهايى كه او را به خواستهاش مىرساند نيكو جلوه مىدهد ، اگر چه زشت و ناپسند باشند ، روايت شده كه وقتى نوح ( ع ) بر روى دريا حركت مىكرد و در كشتى از هر جاندارى دو جفت برد ، چنان كه از طرف خدا مأمور شده بود در كشتى پيرمردى را ديد كه او را نمىشناخت . پس به او گفت : چه چيز انگيزهء ورودت شد ؟ گفت وارد شدم كه دلهاى يارانت را در اختيار گيرم تا دلهايشان با من و بدنهايشان با تو باشد ، نوح ( ع ) گفت : اى دشمن خدا از كشتى بيرون شو كه تو راندهء درگاه
--> ( 137 ) اين حديث را ابو داود در سنن ، ج 2 ، ص 627 روايت كرده است .